تاکسی نوشت نیست 318
آیا سال دارد نو می شود؟پس چرا همه چیز تکراری ست؟ دلم را باید خوش کنم به جوانه زدن درختان؟ بسیار خوب... همین کار را می کنم. یادم می آید وقتی مهمان می آمد برایمان٬ ما سه تا برادر کلی نقشه می کشیدیم که چطور شیرینی کش برویم. مادربزرگم دنبالمان می کرد. هرکداممان یک طرف فرار می کردیم. ۵سال می شود که شیرینی ها هستند و مادربزرگ نیست. حالم از سال نو بهم می خورد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت 13:3 توسط مارمولک
|