تاكسي نوشت نيست 606
آه سالوادور دالي، با صداي زيتون رنگ!
مي گويم از آنچه تو و نقاشي هايت مرا مي گويند،
من مدح قلم لرزان نوشكفته ات را نمي گويم،
هدف قاطه پيكان هايت را اما من ترانه مي خوانم.
بخشي از شعر چكامه اي براي سالوادور دالي/فدريكو گارسيا لوركا/ سياوش روشندل
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:7 توسط مارمولک
|