تاکسی نوشت نیست 541
وقتی مادرم می گوید:
- دیر شد! ساعت شده ۱۱...
یعنی ساعت در بهترین حالت ۱۰:۰۷ دقیقه است٬ اگر ۹:۳۰ نباشد. به گمانم ما عادت داریم همه چیز را رند کنیم٬ ساعت را٬ تاریخ را٬ سال را و... با این پیش فرض از الان باید سال را رند کنیم و بگوییم سال که تمام شد. اگر بپذیریم سال تمام شده پس باید قبول کنیم یک سال از انتخاب ریاست جمهوری گذشته است. می دانید چرا؟ چون ۱۵ روز نیمه نخست فروردین که تعطیل است٬ ۱۵ روز بعدش هم که کسی کار نمی کند. اردیبهشت که هیچی! می شود خرداد. قبول ندارید؟ نداشته باشید. در این مملکت قبول داشتن یا نداشتن چندان مهم نیست. امروز رفته بودم مرکز مطالعات تاریخ معاصر. گفتند زیارت عاشوراست تا ۱ ظهر طول می کشد. من هم نگاهی به ساعتم انداختم و گفتم ۲۰ دقیقه عیبی ندارد منتظر بایستم. اما یادم رفته بود که در این مملکت همه چیز رند می شود. بنابراین شروع کردم به قدم زدن در باغ خانه و با خودم فکرکردم این خانه چه خاطراتی در خود دارد. صدای روضه می آمد. مسجد را برای چه منظور می سازند؟
راه می رفتم و فکر می کردم که صاحب این خانه چه احساسی دارد که دستی به شانه ام خورد:
- شما کارتون چیه؟
توضیح دادم که معطل یک عکس هستم و جواب شنیدم:
- تا ۲ طول میکشه!
گفتم که به من گفته اند تا ۱. و لبخندی تحویلم دادند و گفتند که ناهار را حساب نکرده اند. بنابراین رفت تا دوشنبه هفته بعد! کلا هفته رند شد.