دومن یک عدد لینک درج نموده است در قسمت نظرات خوانندگان. و از آنجا که دومن خواننده با اهمیتی ست بنابراین رفتم و لینک را دیدم (درواقع خواندم). ماجرا بازمی گردد به متنی که نوشته ام در ضمیمه روزنامه اعتماد. قلم فرانسه در وبلاگ اش به این مطلب اشاره کرده بود. منتها قلم فرانسه با به کارگیری لغت "تخصصی" و "غیر تخصصی" باعث شده است برهنگی در روز آخر در ادامه و گویی بر اساس نوشته قلم فرانسه٬ مطلبی در وبلاگ اش بنویسد. هرچند که شنیده ام رضا کیانیان و بهمن فرمان آرا نیز می خواهند یادداشتی درباره متن ام بنویسند.

به گمانم خیلی پیر شده ام چون هرچه قدر فکر می کنم یادم نمی آید جایی در متن ام به تخصصی بودن عکاسی یا هنرپیشگی اشاره ای کرده باشم. و از آن بدتر اینکه هرچقدر گشتم٬ نتوانستم دستنویس ام را پیدا کنم و ۵شنبه هم نتوانستم روزنامه را بخرم و بهنام هم نتوانست از دفتر روزنامه شان یک نسخه برایم بگیرد. بنابراین به دلیل کهولت سن٬ فراموش کرده ام دقیقا به این لغت یعنی "تخصص" اشاره کرده ام یا نه. اما تا آنجا که خاطرم هست بحث ام بر سر اسباب کشی هنرپیشه ها از مقابل دوربین به داخل گالری ها بود و یادم هست که نوشتم هیچ فردی جای هیچ فرد دیگری را در این کائنات تنگ نکرده است. پس یک سوءبرداشت می تواند برهنگی در روز آخر را به این سمت سوق دهد که" شاهرخی نژاد جون" را به جوگیر شدن متهم کند (که البته چندان هم بعید نیست!).

و اما برسم به اندام زن نقاش٬ مدرک دکترا و کاغذ بی خط:

. اندام زن نقاش چیز بدی نیست٬ مگر خلاف اش ثابت شود.

. مدرک دکترا که در این مملکت بعد از "حاج آقا"ها به وفور یافت می شود.

. کاغذ بی خط هم که داستان خودش را داشت با نویسنده و فیلم نامه نویس اش.

بنابراین ما می توانیم به همین بی ربطی جواب همدیگر را بدهیم.

مارمولک: حالا که بحث گوش شد٬ یک نگاهی هم به این دم بندازید.