تاکسی نوشت نیست 259
عصری داشتم کتاب می خواندم در حالیکه روی مبل دراز کشیده بودم. رسیدم به یک پاراگراف که راوی داشت می گفت معشوقه اش از کتاب به عنوان قرص خواب استفاده می کند...
راستش از اینجا به بعدش را نتوانستم بخوانم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:44 توسط مارمولک
|