کلمات که از دهانم خارج می شوند٬

می چرخند و می چرخند

با دیوارها

با نقاشی ها

با پنجره ها

برخورد می کنند و درون فرشی که انداختی زیرمان تهنشین می شوند.

سرم درد می کند.

سرم بد جوری درد می کند.

لباسم بوی دود می دهد و سر دردم را دوچندان می کند٬

سری که برای تو درد می کند.